روزشمار عملیات های دفاع مقدس

نوار زمان هشت سال جنگ تحمیلی

کد خبر : 54106
تاریخ خبر : 1402/03/20-17:00
تاریخ به روز رسانی : 1402/03/20-17:02
تعداد بازدید : 371
نسخه قابل چاپ

تأثیرات متقابل تحولات استراتژیک جنگ ایران و عراق و مواضع راهبردی امام خمینی(ره) / قسمت دوم

تأثیرات متقابل تحولات استراتژیک جنگ ایران و عراق و مواضع راهبردی امام خمینی(ره) / قسمت دوم

تأثیرات متقابل تحولات استراتژیک جنگ ایران و عراق و مواضع راهبردی امام خمینی(ره) / قسمت دوم
محمد درودیان

مرحله چهارم: گسترش و تشدید جنگ

تغییر ماهیت جنگ پس از فتح خرمشهر، به دلیل برتری ایران بر عراق، به همان میزان که مانع از خاتمه یافتن جنگ شد، در ادامه نیز شکل کلی جنگ را با گسترش و تشدید آن از سوی عراق تغییر داد. در واقع، تصاعد جنگ از سوی عراق مستلزم کسب و افزایش توانایی نظامی با افزایش و گسترش حجم سازمان رزم و تسلیحات[60] بود. ضرورت مهار و کنترل توانایی نظامی ایران منجر به حمایت همه جانبه از عراق و متقابلاً فشار به جمهوری اسلامی ایران بود. هدف عراق از تصاعد جنگ به صورت نردبانی، با این امید طرح ریزی و اجرا شد که ایران را برای پایان بخشیدن به جنگ متقاعد سازد.

در مرحله نخست و پس از فتح خرمشهر، با توجه به روند رو به رشد پیروزی های ایران و تضعیف روحیه و قوای نظامی عراق، هدف اصلی کنترل و مهار این پیروزی ها بود. متقابلاً سرعت عمل ایران برای اجرای عملیات در خاک عراق پس از ناامیدی از تامین خواسته های برحق این کشور سبب گردید تمام توجهات بر نتایج نخستین عملیات ایران که رمضان[61] نام داشت، متمرکز شد. عدم دست یابی به پیروزی روشن و قاطع در عملیات رمضان در واقع روند تحولات جنگ را در کمند خود گرفتار ساخت؛[62] بدین معنا که پیروزی در این عملیات به همان میزان که احتمالاً می توانست نتایجی مبنی بر متقاعد ساختن عراق و حامیان این کشور برای تأمین حداقل بخشی از خواسته های ایران به دنبال داشته باشد، ناکامی در این عملیات نیز می توانست نوعی امیدواری نسبت به قابلیت ها و ویژگی های استراتژی جدید، مبنی بر مقابله با ایران بدون دادن امتیاز، به وجود آورد.

عراقی ها در همان ابتدا با توجه به احتمال شکست در برابر ایران یا طولانی شدن جنگ تمهیداتی را برای مقابله با این وضعیت اتخاذ کردند. تهاجم به تاسیسات نفتی ایران در خارک و حمله به شهرها و استفاده از سلاح های شیمیایی بخشی از آن بود که به تدریج تکامل یافت. منطق حاکم بر سیاست های عراق در برابر ایران، در عمل نسبت کاملاً روشنی با اراده ایران برای ادامه جنگ و توانایی دست یابی به پیروزی در جنگ زمینی داشت. چنان که با اجرای عملیات خیبر و آشکار ساختن آسیب پذیری خطوط دفاعی عراق و متقابلاً قابلیت ابتکار عمل نظامی ایران، عراق استفاده از سلاح های شیمیایی را به نحو گسترده ای افزایش داد و حملات به تاسیسات نفتی ایران در خارک با حمله به نفت کش ها گسترش یافت. عراق و حامیان این کشور بر این نظر بودند که باید بنیه اقتصادی و مالی ایران را، که اساساً متکی بر استخراج و صدور نفت بود، تضعیف کرد.[63] زیرا ایران با ارز حاصل از فروش نفت، علاوه بر تامین مایحتاج مردم، می تواند سلاح های مورد نیاز خود را، هرچند به صورت محدود، تهیه نماید. بر همین اساس، جنگ نفت کش ها و حمله به کشتی های تجاری، با هدف تضعیف بنیه اقتصادی ایران و فشار غیرمستقیم به مردم، و جنگ شهرها با هدف فشار مستقیم به مردم و درگیر کردن آنها با نتایج و عواقب جنگ، طرح ریزی و اجرا شد.[64] عراقی ها بر این تصور بودند که این حرکت نوعی اعتراض و واکنش مردم در برابر جنگ و عملاً فشار به مسئولین برای پایان دادن به جنگ را به دنبال خواهد داشت. علاوه بر اینها استفاده از سلاح های شیمیایی که از مدت ها قبل از سوی عراق آغاز شده بود و با سکوت مجامع بین المللی همراه بود بر این اساس صورت می گرفت که با انهدام قوای نظامی ایران و ایجاد پراکندگی در هنگام تهاجم و دفاع، امکان پیروزی در عملیات ها'>عملیات های زمینی را تضعیف و روحیه و انگیزه ایران را برای ادامه جنگ کاهش دهند.

در این روند استفاده از حمایت اطلاعاتی و کمک مستشاری امریکا، شوروی و فرانسه و نقشی که منافقین در جمع آوری اطلاعات از جبهه و داخل کشور داشتند در مجموع نوعی برتری برای عراق[65] به دنبال داشت. تداوم این روند به صورت تدریجی امکان غلبه بر موانع و استحکامات عراق را برای ایران دشوار ساخت. چنان که تا عملیات فاو در بهمن سال 1364 نزدیک به سه سال ایران هیچ گونه پیروزی نظامی برجسته ای کسب نکرد. تصرف منطقه فاو و تداوم پیروزی ها تا عملیات کربلای 5 و 8 در منطقه شرق بصره گرچه مجدداً منجر به برتری موازنه قوا به سود ایران شد ولی تأخیر در کسب این پیروزی و برتری فاحش توان نظامی عراق در مقایسه با ایران، مانع از تعیین سرنوشت جنگ و پایان دادن به آن شد.

سرانجام عراق، با هدف بین المللی کردن جنگ، پس از عملیات کربلای 5 شرایطی را به وجود آورد که منجر به حضور آمریکا و ناتو در منطقه خلیج فارس و درگیری نظامی محدود ایران و امریکا شد.[66] همین امر مشخصه برجسته ای از گسترش جنگ بود؛ ضمن این که حجم عملیات ها'>عملیات های نظامی، وقوع چند مرحله از جنگ شهرها و در نهایت حملات موشکی به تهران در اسفند سال 67 و بسیاری از رخدادهای دیگر نشانه تشدید جنگ بود.

با پیدایش روند جدید و غلبه آن در سال های پایانی جنگ، به تدریج امکان تأثیرگذاری ایران بر روند جنگ و هدایت و کنترل آن، برابر اهداف و خواسته های مورد نظر این کشور، دشوار شد، در حالی که برای عراق پیدایش این وضعیت کاملاً هدفمند و سودآور بود؛ ضمن این که پیروزی های نظامی ایران و حتی عملیات کربلای 5 فاقد دامنه تاثیرگذاری قاطع برای حل و فصل جنگ به سود ایران بود. پیام های این عملیات ها'>عملیات ها در نهایت منجر به تصویب قطع نامه 598 به عنوان نخستین قطع نامه سازمان ملل با در نظر گرفتن بخشی از خواسته های ایران بود که در تیرماه سال 1366 تصویب شد.[67] گسترش و تشدید دامنه جنگ در عین حالی که ادامه جنگ را برای ایران با دشواری بسیاری همراه ساخته بود و توان نظامی و اقتصادی این کشور با نوعی فرسایش غیرقابل تحمل روبه رو بود، در عمل، روند پایان بخشیدن به جنگ را تسهیل می کرد.

با وجود آن که ایران، به دلیل در اختیار داشتن ابتکار عمل در جنگ و هجوم پی در پی به مواضع دشمن از برتری برخوردار بود و طی شش سال توانست 6100 کیلومتر از خاک عراق را در مناطق مختلف تصرف نماید،[68] ولی در عین حال روند تحولات جنگ و وضعیت ظاهری آن به سود عراق در حال تغییر بود و این روند از شکنندگی اوضاع به زیان ایران و به سود عراق حکایت می کرد. در واقع، از یک سو شکاف موجود میان توانایی نظامی ایران با خواسته های این کشور در روند طولانی جنگ پس از فتح خرمشهر به تدریج از میزان تأثیرگذاری ایران بر روند جنگ و در کنترل داشتن اوضاع سیاسی ـ نظامی و اقتصادی می کاست و از سوی دیگر امکان تصمیم گیری برای خاتمه بخشیدن به جنگ را دشوار ساخته بود. لذا تداوم و افزایش این شکاف مسئله ای بود که منجر به طولانی شدن جنگ شده و از سوی دیگر موجب عدم امکان خاتمه آن با برتری ایران می شد و همین امر به میزان شکنندگی اوضاع و آسیب پذیری ایران می افزود.



مواضع و اقدامات راهبردی امام

امام پس از فتح خرمشهر امید به پایان یافتن جنگ داشتند و اساساً بخشی از علت مخالفت اولیه ایشان با ادامه جنگ، به دلیل فقدان دورنمای روشن برای اتمام آن بود. به عبارت دیگر، امام بر این باور بودند که اگر ما نتوانیم پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام کنیم، اتمام آن در یک زمان و شرایط دیگر دشوار خواهد بود.[69] در عین حال پس از آن که امام تصمیم گرفتند و عملیات رمضان انجام شد[70] با توجه به روند تحولات جنگ، امام طی تحلیلی نسبت به سیاست های امریکا علیه ایران در شروع جنگ و ادامه آن، بر این موضوع تأکید کردند که منطق امریکا شکست عراق و ایران است و از پا درآوردن هر دو یا ایران، در هر صورت به نفع آمریکاست.[71] این نظر امام (پاورقی 5) نیز به روشنی نشان می دهد تبدیل جنگ ایران و عراق به یک جنگ فرسایشی برای از پا درآوردن ایران یا ایران و عراق، نقطه ثقل سیاست های راهبردی امریکا بوده است.

بر پایه این ملاحظات، در هر صورت امام باور داشتند که اکنون راهی جز ادامه جنگ و غلبه بر مشکلات و موانع آن وجود ندارد. بر همین اساس به دنبال تدابیر و راه حل هایی بودند که جمهوری اسلامی جنگ را با پیروزی پشت سر بگذارد.

مواضع راهبردی امام در این مرحله به شرح زیر قابل توضیح است:

تهاجم پی در پی به دشمن[72] ، به منظور جلوگیری از تجدید سازمان و قوای دشمن، مورد نظر و توصیه امام بود و بسیاری از تلاش های نظامی ایران به ویژه عملیات ها'>عملیات های ایذایی و محدود، در چارچوب همین تدبیر صورت گرفت.[73]
تأکید به مردم بر ضرورت تداوم پشتیبانی از جنگ با اختصاص کمک مردمی و دولت و حضور نیروهای مردمی در جبهه های جنگ[74] بر اساس دیدگاه واجب کفایی که معیار آن نظر فرماندهان نظامی تعیین شد.
امام سیاست خارجی را بر اساس ارتباط با همه کشورها، به جز آمریکا، اسرائیل و افریقای جنوبی، مورد تاکید قرار دادند[75] که به سیاست خارجی درهای باز در وزارت خارجه مشهور شد. هدف از این سیاست خروج جمهوری اسلامی ایران از انزوای بین المللی و محدود کردن حوزه فعالیت های دیپلماتیک عراق و متقابلاً گسترش فعالیت ایران در میدان دیپلماسی به موازات میدان جنگ بود.
اعلام سیاست مقابله به مثل در برابر حملات عراق به نفت کش ها و کشتی های تجاری و تهدید به بستن تنگه هرمز[76]، در صورتی که ایران نتواند به صدور نفت ادامه دهد. این سیاست پس از حضور امریکا و ناتو در خلیج فارس و ابعاد جدید درگیری، مجدداً از امام سؤال شد و ایشان فرمودند: اگر من بودم می زدم[77] این تدبیر مبنای مقابله با سیاست های امریکا در خلیج فارس شد.
مقاومت در برابر جنگ شهرها به دلیل تعهد ایران نسبت به ملت عراق[78] که با تشدید حملات عراق به شهرها به سیاست مقابله به مثل محدود و با اعلام هشدار به مردم عراق برای تخلیه شهرها، تغییر کرد.
تکمیل ساختار دفاعی کشور با ابلاغ حکم تشکیل سه نیرو[79] در ساختار سپاه در شهریور سال 1364 و پیش از آن انتصاب حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به فرماندهی عالی جنگ برای حل و فصل اختلافات ارتش و سپاه و تامین نیازمندی های لجستیکی و انسانی جبهه های جنگ برای تامین خواسته های فرماندهان جنگ.
تبیین مواضع اصولی ایران(پاورقی 6) در برابر پیشنهادهای صلح و آشکارسازی ماهیت بخشی[80] از پیشنهادها که با هدف نادیده گرفتن حقوق ملت ایران و حفظ[81] و احیای صدام و رژیم عراق انجام می گرفت. امام هم چنین بر مفهوم جنگ تا رفع فتنه تاکید کردند که بیشتر در پاسخ به یک مغلطه سیاسی بود که در سال 1363 با انتشار بیانیه نهضت آزادی صورت گرفت. در این بیانیه بر پایه نتایج و پیامدهای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و بدون توجه به شرایط تصمیم گیری در آن زمان، پذیرش پیشنهاد صلح با استناد به برخی آیات قرآن و صلح امام حسن(ع) با معاویه، توصیه شده بود. امام با استناد به آیه شریفه قرآن مبنی بر ادامه جنگ تا رفع فتنه به این مغلطه سیاسی پاسخ دادند که منجر به مفهوم بندی آن تحت عنوان شعار جنگ، جنگ تا رفع فتنه[82]، به جای شعار جنگ، جنگ تا پیروزی شد.


مرحله پنجم: پایان جنگ

تهاجم عراق به منطقه فاو و بازپس گیری آن در تاریخ 29 فروردین سال 1367 در واقع نقطه آغاز تحول جدید در جنگ بود. تصرف فاو از سوی قوای نظامی ایران در بهمن سال 1364 به همان میزان که با تغییر توازن به سود ایران، روند تحولات جنگ را تحت تاثیر قرار داد، بازپس گیری آن نیز به منزله پیدایش روند جدید به سود عراق بود.

ریشه های این تحول نظامی در واقع متاثر از تغییر استراتژی عراق از دفاعی به تهاجمی با کمک مستشاری روس ها و بر پایه این اصل صورت گرفت که سرنوشت جنگ تنها بر روی زمین تعیین خواهد شد. عراق برای تحقق این استراتژی و بهره برداری از فرصت برای وارد ساختن ضربه تعیین کننده و قاطع، از مدت ها قبل با گسترش سازمان رزم و ساخت و خرید سلاح های مورد نیاز تمهیداتی را پیش بینی کرده بود.[83]

آنچه امکان موفقیت عراق را فراهم ساخت در واقع بن بست نظامی جنگ در منطقه جنوب برای ایران و انتقال جنگ از جنوب به منطقه شمال غرب بود. علاوه بر این، درگیری نظامی ایران و امریکا در منطقه خلیج فارس، در حد فاصل تیرماه سال 1366 تا آبان همان سال، فرصت مناسبی را در اختیار عراق قرار داد تا فارغ از هرگونه تهاجم ایران و انهدام قوای نظامی ارتش عراق برای به دست گرفتن ابتکار عمل آماده باشد. طی سال های پس از فتح خرمشهر نه تنها توان نظامی ایران به موازات ضرورت های جنگ و گسترش توان نظامی عراق گسترش نیافت، بلکه به دلیل قرار داشتن ایران در موضع تهاجمی علاوه بر این که توان نظامی ایران بیشتر در معرض انهدام قرار داشت، در عین حال تصرف هر منطقه ای در خاک عراق بخشی از توان نظامی ایران را برای دفاع از این مناطق به خود اختصاص می داد. بنابراین در یک روند طولانی به تدریج توان نظامی ایران دچار فرسودگی شده و در مناطق تصرف شده زمین گیر شد.

نیروهای ایران در مجموع طی شش سال جنگ پس از فتح خرمشهر، حدود 6000 کیلومتر مربع از خاک عراق را به تصرف درآورده بودند. عراق با تهاجمات پی در پی 3100 کیلومتر مربع از این مناطق را بازپس گرفت و نگرانی حاصل از احتمال تهاجم نظامی عراق به داخل خاک ایران سبب گردید پس از پذیرش قطع نامه 598 قوای نظامی ایران 2900 کیلومتر مربع از اراضی باقی مانده دشمن را به اختیار خود تخلیه نماید.[84]

پذیرش قطع نامه 598 از سوی ایران در تیرماه سال 1367، با توجه به وضعیت سیاسی ـ نظامی حاکم بر جنگ، تنها انتخاب ایران برای غلبه بر این شرایط بود. آقای هاشمی رفسنجانی بعدها در توضیح دلایل اتخاذ این تصمیم به چهار عامل اشاره می کند:

روشن شد که آمریکایی ها می خواهند به تدریج وارد جنگ شوند، به ما اعلام نکردند ولی علامت می دادند؛
دولت اعلام کرد که بودجه کشور توان حمایت از جنگ را ندارد؛
مسئله نیازهای اساسی بود که در آن مقطع جنگ لازم داشت؛
غیرنظامیان و مراکز غیرنظامی مورد تهدید جدی بودند.[85]
فارغ از هرگونه تحلیل و نظری که در این زمینه وجود دارد (پاورقی 7) و باید به صورت جداگانه بررسی شود، آنچه در روند تحولات جنگ حائز اهمیت است، پیامدهای سیاسی ـ نظامی حاصل از تصمیم گیری ایران می باشد. این اقدام نخست اوضاع بین المللی را به سود ایران تغییر داد و ادامه تهاجمات عراق و منافقین در مناطق جنوب و غرب کشور نیز این روند را تشدید کرد. در صحنه داخل کشور که ابهامات زیادی نسبت به علل و نحوه تصمیم گیری ایران مبنی بر پذیرش قطع نامه وجود داشت با واکنش عراق و منافقین و مدیریت امام در مهار و کنترل اوضاع، صحنه داخلی کشور ناگهان متحول شد و همانند روزهای آغازین جنگ، نیروهای داوطلب به شکل گسترده ای به سوی جبهه های جنگ هجوم بردند، به صورتی که استقرار و پشتیبانی و سازماندهی نیروها با مشکل مواجه شده بود.

شکست نظامی عراق در جبهه های جنوب و منافقین در منطقه غرب کشور در کنار تغییر اوضاع بین المللی و صحنه تحولات داخلی کشور به سود ایران، در مجموع سبب گردید مجدداً اوضاع در کنترل قرار گرفت و به نفع ایران تغییر کرد.[86]

بنابراین، به همان میزان که تهاجمات نظامی عراق و بازپس گیری مناطق تصرف شده در تصمیم گیری ایران برای پذیرش قطع نامه 598، به عنوان تنها راه پایان دادن به جنگ، تأثیر قطعی داشت، شکست نظامی عراق و منافقین در حمله به مناطق جنوب و غرب کشور بر پایه یک جنگ مردمی همانند روزهای آغازین جنگ بر تصمیم گیری عراق برای اعلام موافقت با برقراری آتش بس اثر قطعی بر جای گذاشت.



مواضع و اقدامات راهبردی امام

وضعیت بسیار پیچیده، دشوار و سرنوشت سازی که در ماه های پایانی جنگ در برابر جمهوری اسلامی قرار گرفته بود، ضرورت تصمیم گیری استراتژیک را بیش از همیشه نمایان ساخت. در چنین شرایطی کنترل و مدیریت پیامدها، رخدادها و حوادث سیاسی، نظامی و اجتماعی بسیار دشوار و در عین حال اساسی و سرنوشت ساز بود. امام در این زمینه چند اقدام اساسی انجام دادند که محور ثقل و کانون مرکزی آن پذیرش قطع نامه 598 بود.

امام نخست همانند روزهای آغازین جنگ، تصمیماتی را برای تمرکز فرماندهی اتخاذ کردند؛ به این ترتیب که به پیشنهاد آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، آقای هاشمی را که پیش از این فرمانده عالی جنگ بود رسماً به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا منصوب کردند.[87] هم چنین امام تدابیری را برای تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا به منظور هماهنگی کامل ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی و به کارگیری کلیه منابع و امکانات کشور و تمرکز امور تبلیغی و فرهنگی نیروهای مسلح ابلاغ کردند.[88]

امام در تبیین علل پذیرش قطع نامه هدف را مصلحت نظام و کشور و انقلاب[89] و رسیدن به صلحی پایدار[90] و به عنوان یک سیاست رسمی و نه تاکتیکی ذکر کردند.[91]

اتخاذ این تصمیم، شاید سخت ترین اقدامی بود که تاکنون از سوی امام انجام می شد. زیرا امام این عمل را به مثابه نوشیدن جام زهر[92] قلمداد کرده و فرمودند:

تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشته ام با خدا معامله کرده ام.[93]

نظر به این که تصورات مختلفی نسبت به علل این تصمیم گیری وجود داشت، امام با توجه به شرایط حساس کشور و با وجود اهمیت چراها و بایدها[94] به عنوان یک ارزش بسیار زیبا[95] تاکید کردند اکنون وقت پرداختن به آن نیست[96] و پاسخ به این پرسش ها را به زمان و وقت دیگر محول کردند. امام هم چنین مسئولیت این تصمیم را پذیرفتند و مجدداً مسئولین کشور را مورد حمایت و تأیید قرار دادند و فرمودند آنها را شماتت نکنید.[97]

کنترل پیامدهای این تصمیم گیری در داخل کشور و در صحنه جنگ بسیار مهم و دشوار بود. با وجود آن که این تصمیم می توانست منجر به اختلاف در داخل کشور شود، اما امام توانستند به نحو بسیار مناسبی از ایجاد تفرقه جلوگیری کنند[98] و حتی با بسیج و فراخوانی مجدد مردم، صحنه نظامی جنگ را با شکست عراق و منافقین به سود ایران تغییر دهند.

امام در همین مرحله در کنار سایر اقدامات، مجدداً ابعاد سیاسی ـ عقیدتی جنگ را همانند روزهای آغازین جنگ تبیین و بر جنگ حق و باطل[99] و جنگ اسلام علیه تمامی نابرابری های دنیای سرمایه داری و کمونیسم[100] تأکید کردند.

فرآیند و ماحصل تصمیم ها و اقداماتی که از سوی امام انجام گرفت انتقال از یک وضعیت بحرانی در صحنه سیاسی ـ نظامی کشور به یک وضعیت جدید و باثبات بود. به همین دلیل می توان بر این موضوع تاکید کرد که امام یک بار دیگر پس از رهبری انقلاب و مدیریت و فرماندهی جنگ، توانست ادامه موجودیت نظام جمهوری اسلامی را پس از هشت سال جنگ در برابر عراق و کلیه حامیان منطقه ای و جهانی تضمین و تثبیت نماید. اهمیت و پیامد این موضوع نه تنها در همان شرایط آشکار شد، بلکه تاکنون و تا سال های بعد، هم چنان با تداوم موجودیت نظام جمهوری اسلامی، آثار خود را بر جای خواهد گذاشت.

حد فاصل اتمام جنگ در مرداد سال 1367 تا رحلت امام در خرداد سال 1368 به مدت ده ماه آثار و پیامدهای ناشی از یک جنگ طولانی و نحوه پایان آن در داخل کشور، مناقشات و نقطه نظراتی را به تدریج به وجود آورد و منجر به اتخاذ مواضعی از سوی امام شد که می توان از آن به عنوان نوعی بازبینی امام بر پایه تجربه جنگ هشت ساله و نگرانی نسبت به آینده و اتخاذ مواضع جدید برای دفاع از ارزش ها و دستاوردهای جنگ تعبیر کرد.

امام بر اساس فضای موجود کشور در نقد و بررسی دهه اول انقلاب و جنگ، ضمن تاکید مجدد بر جنگ ایران و عراق به عنوان جنگ حق و باطل[101]، تاکید کردند این جنگ از آدم تا ختم زندگی[102] وجود دارد. امام کسانی را که تصور می کردند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیدیم، پس شهادت و رشادت و ایثار و ازخودگذشتگی و صلابت بی فایده است[103] کوته نظر[104] خواندند و به دلیل تحلیل های غلط که در این زمینه صورت گرفته از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان معذرت خواهی کردند.[105]

امام در این مرحله بر چند مسئله اساسی تاکید و موضوعاتی را تبیین کردند که به شرح زیر است:

ایشان طی یک جمع بندی از جنگ و دستاوردهای آن تصریح کردند مقتدرترین افراد در مصاف با توطئه ها و خصومت ها و جنگ افروزی ها علیه انقلاب اسلامی معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست می آوردند و در یک تحلیل منصفانه انقلاب اسلامی در اکثر اهداف و زمینه ها موفق بوده است. امام هم چنین بر این موضوع نیز تاکید کردند که البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می نگریستیم و می رسیدیم.[106] ایشان برجسته ترین هدف اساسی جنگ را دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام ذکر کردند که در جنگ تامین شد.[107]
تأکید امام بر استراتژی دفاع همه جانبه و ضرورت تبیین آن در شرایط بازسازی نیروهای مسلح و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب[108] می تواند مبین این موضوع باشد که نحوه پایان جنگ ریشه در عدم اجرای این استراتژی داشته است. به عبارت دیگر شکاف میان آنچه واقع شد یا آنچه مطلوب ایران بود، حاصل عدم تناسب استراتژی ایران برای غلبه بر موانع و مشکلات بوده است. درک امام از این کاستی بزرگ منجر به تاکید بر مفهوم دفاع همه جانبه شد.
ضرورت تغییر تعادل قوا در جهان[109] برای تامین منافع مسلمین از جمله اصولی بود که امام به آن توجه داشت و بر اساس کلیه ملاحظات موجود برای تأمین حداقل بخشی از آن بر تداوم موجودیت نظام جمهوری اسلامی، صدور انقلاب با حمایت مسلمانان و مستضعفین با تاکید بر تشکیل بسیج مستضعفین در جهان، تحقق آن را دنبال می کردند. امام تنها هشت ماه پس از پیروزی انقلاب پیشنهاد تشکیل حزب مستضعفین را مطرح کردند[110] ولی عملی نشد. با شهادت شهید عارف حسینی امام مجدداً این پرسش را طرح فرمودند که:
اگر بسیج جهانی مسلمین تشکیل شده بود، کسی جرات این همه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوی رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم داشت؟[111]

به نظر می رسد امام با بازبینی استراتژی نهضتی طی ده سال گذشته به این نتیجه رسیدند که میزان سرمایه گذاری در سازماندهی مستضعفین جهان مناسب نبوده است و اگر غیر از این بود شاید سرنوشت جنگ و نحوه برخورد قدرت های جهانی، امریکا و عراق با ایران شکل دیگری به خود می گرفت و جنگ نیز به نحو دیگری به پایان می رسید.



پاورقی ها:



5- امام در جای دیگر در مورد سیاست ابرقدرت ها می فرمایند: ابرقدرت ها نه شخص صدام را می خواهند نگه دارند و نه ما را می خواهند بکوبند. بلکه آنها از اسلام می ترسند و اسلام را می خواهند بکوبند، از این جهت با ما مخالف اند و از او طرفداری می کنند. (28/6/62 ـ صحیفه نور ج 18 ص 111)

6- امام در یک سخنرانی فرمودند: نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی، ما باید خودمان به حسب رأی خودمان، برحسب رای ملتمان، آن طوری که الان همه ملت دارند می گویند، ما باید این جنگ را ادامه بدهیم (2/6/1365 صحیفه نور، ج 18 ـ ص 19)

7- سرلشکر وفیق السامرایی، مسئول اطلاعات ایران در استخبارات عراق و رابط اطلاعاتی عراق و امریکا، در مصاحبه با روزنامة الحیات، در این زمینه می گوید: آنچه که در 4 ماه آخر (جنگ) اتفاق افتاد، از جهت نظامی برای ایران مشکلاتی ایجاد کرد. توانایی های ما (عراق) رو به افزایش بود، نیروی هوایی ما به تأسیسات نفتی ایران ضربات محکمی وارد می ساخت. فشاری که غرب بر ایران وارد ساخت مشکلاتی را برای این کشور فراهم کرد. عراق موفق شد به تولید سلاح شیمیایی و موشک های زمین به زمین بپردازد. برد موشک ها را به نحوی تغییر داد که به تهران، شیراز و اصفهان برسد. استخبارات ما بر ایران برتری یافت. تمامی اینها عواملی بود که (عراق) پیروزی نظامی به دست آورد. می گویم پیروزی به این دلیل که صدام از لحاظ سیاسی و استراتژیک شکست خورده است. مفهوم پیروزی در این جا، این است که نیروهای عراق، ایران را به کمک عوامل دیگر مجبور ساختند تا جنگ را متوقف سازد. (روزنامه اطلاعات، 8/5/76)



منابع و مآخذ



[60] بالا بردن تدریجی سطح مخاصمات را در یک مناقشه سیاسی یا نظامی تصاعد می گویند. برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به به فرهنگ اصطلاحات سیاسی استراتژیک، نوشته: جفری ام الیوت، رابرت ریجنالد، ترجمه میرحسین رئیس زاده سنگرودی، انتشارات معین 1373، ص 28 و 132.

[61] ر.ک. به: درودیان، محمد؛ از خرمشهر تا فاو؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.

[62] ر.ک. به: درودیان، محمد؛ آغاز تا پایان؛ فصل سوم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1376.

[63] مأخذ 2، ص 59 ـ 58.

[64] ر.ک. به: آغاز تا پایان؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، فصل پنجم، 1367.

[65] روزنامه اطلاعات، 8/5/1376؛ سرلشکر وفیق السامرایی در مصاحبه با الحیات.

[66] ر.ک. به: درودیان، محمد؛ از شلمچه تا حلبچه؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1376، فصل دوم.

[67] همان.

[68] گزارش معاونت عملیات و اطلاعات ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، بهمن 1367، ص 4.

[69] رضایی، محسن؛ سخنرانی در دانشکده دافوس سپاه، خرداد 1379.

[70] همان.

[71] مرکز مدارک فرهنگی و انقلاب اسلامی وزارت ارشاد؛ صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)؛ تهران: وزارت ارشاد اسلامی، جلد 17، ص 204.

[72] مرکز مدارک فرهنگی و انقلاب اسلامی وزارت ارشاد؛ صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)؛ تهران: وزارت ارشاد اسلامی، جلد 20، ص 13.

[73] مرکز مدارک فرهنگی و انقلاب اسلامی وزارت ارشاد؛ صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)؛ تهران: وزارت ارشاد اسلامی، جلد 18، ص 250.

[74] همان ص 60.

[75] مرکز مدارک فرهنگی و انقلاب اسلامی وزارت ارشاد؛ صحیفه نور، (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)؛ تهران: وزارت ارشاد اسلامی، جلد 19، ص 74.

[76] مأخذ 73، ص 122 و 112.

[77] مأخذ 69.

[78] مأخذ 32.

[79] مأخذ 75، ص 228.

[80] مأخذ 73، ص 19 و 77 و 111.

[81] مأخذ 73، ص 264.

[82] مأخذ 75، ص 80.

[83] ر.ک. به: درودیان محمد؛ پایان جنگ؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، فصل اول 1378.

[84] مأخذ 2؛ ص 99، 98، 97.

[85] مأخذ 68.

[86] ر.ک. به: دوردیان، محمد؛ پایان جنگ؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1378، فصل دوم.

[87] مأخذ 72، ص 217، 12/3/1367.

[88] مأخذ 72، ص 217.

[89] مأخذ 72، ص 238.

[90] مأخذ 72، ص 245.

[91] مأخذ 72.

[92] مأخذ 72، ص 239.

[93] مأخذ 72، ص 241.

[94] مأخذ 72، ص 240.

[95] مأخذ 72.

[96] مأخذ 72.

[97] مأخذ 72.

[98] مأخذ 72، ص 104، 103.

[99] مأخذ 72، ص 234.

[100] مأخذ 72، ص 222.

[101] مرکز مدارک فرهنگی و انقلاب اسلامی وزارت ارشاد اسلامی؛ صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)؛ تهران، وزارت ارشاد اسلامی، جلد 21، ص 94.

[102] همان.

[103] مأخذ 101.

[104] مأخذ 101.

[105] مأخذ 101، ص 95.

[106] مأخذ 101، ص 94.

[107] مأخذ 101، ص 96.

[108] مأخذ 101، ص 19.

[109] مأخذ 72، ص 233.

[110] مرکز مدارک فرهنگی و انقلاب اسلامی وزارت ارشاد ؛ صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی)؛ تهران: وزارت ارشاد اسلامی، جلد 8، ص 278.

[111] مأخذ 72، ص 237.

برچسب ها :

نام*
ایمیل*
نظر*

آخرین اخبار رده تأثیرات متقابل تحولات استراتژیک جنگ ایران و عراق و مواضع راهبردی امام خمینی(ره) / قسمت دوم


آخرین اخبار سایت

وقتی که فرمانده ذوب شد/ایستاده در برابر خورشید وقتی که فرمانده ذوب شد/ایستاده در برابر خورشید
الله بندسی/بنده خدا الله بندسی/بنده خدا
میراث دار شهید همت در لشکر۲۷ محمد رسول الله میراث دار شهید همت در لشکر۲۷ محمد رسول الله
شکار تانک ها در هور شکار تانک ها در هور
توسل بعثی ها به جنایات جنگی برای پایان جنگ توسل بعثی ها به جنایات جنگی برای پایان جنگ


© 1397 کلیه حقوق محفوظ است | طراحی وب سایت
x - »